تبليغاتX
amir
سلام به دوستای خودم امیدوارم در سلامت کامل به سر ببرین می دونم خیلی دیر به دیر آپ می کنم ولی بهم حق بدین درس و مدرسه اجازه نمیده دیگه

برام دعا کنین چند وقت دیگه یه امتحان مهم و سرنوشت ساز دارم

راستی ازین به بعد فقط براتون عکس های شخصیت های کارتونی رو میزارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 20:54  توسط amir | 

مثلث برمودا 

 


موقعیت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط ازفلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »
این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.
آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.
 همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولآ هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیآ در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.
در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.
در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.
علل فرضی طبیعی 
توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:
جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی
دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.
ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
داستانی عجیب
حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
 
* آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل می‌کنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟

* آیا آنها می‌توانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟
گذشته و آینده برمودا
به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.
اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.

* آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟

* آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟

و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد!

داستان یک ربوده شده 

شرح يکی از آدم ربايی ها :

در سا عت 4 صبح 30 نوامبر 1968 يك دكتر فرانسوي كه نام خود را آشكار نكرد, به بالكن ويلاي خود مي آيد.او بدون دليل از خواب پريد و از اتاق خواب بيرون آمد. در آنجا تعدادي چراغ چشمك زن مي بيند. بنا به گفته او دو ديسك مشابه در فاصله 200 متري مشاهده مي شود كه هر يك 6 متر طول دارند و بالاي هر يك آنتنی مشاهده مي شود. در فاصله ميان اين دو ديسك باراني از جرقه ديده مي شد و از زير آنها نور سفيدي بيرون مي تابيده. بعد اين دو ديسك يكي شدند و در همان هنگام نور بر روي او افتاد و صداي گوشخراشي را شنيد وچند لحظه چيزي نفهميد. دقايقي بعد مشاهده كرد آن شيئ در ميان جرقه هاي رنگارنگ ناپديد شد. دو ساعت و نيم بعد او يك لكه مثلثي به طول 15 سانتيمتر در اطراف ناف خود مشاهده كرد. اين لكه عجيب بارها ظاهر و ناپديد شد و از آن به كرات عكس گرفتند. از آن عجيبتر اينكه اين دكتر در جنگ جهاني دوم بر اثر انفجارمين در ناحيه چپ بدن آسيب ديده بود اين آسيب هرگز به طور كامل بهبود پيدا نكرده بود وگاه و بيگاه درد ميگرفت. علاوه برآن سه روز قبل هنگامي كه با تبر هيزم مي شكست,پاي خود را زخمي كرده بود,اين زخم دچار عفونت شده بود. دكتر بعدآ گزارش كرد كه اين زخمها خود به خود خوب شده اند! البته در اين نمونه استثنائآ با مورد ربوده شده به خوبي رفتار شده بود اما موارد ديگر وجود دارد كه باعث تكان روحي و ناراحتيهای بسيار شده است.
ويتلي استرايبر نويسنده كتاب ارتباط, از تجربه عجيب خود به اين نحو سخن مي گويد:او دقيقآ به ياد نمي آورد چگونه در شب 26 دسامبر 1985 به درون يك سفينه عجيب كشيده شده است. او نخست خود را در يك منطقه جنگلي احساس كرد و بعد توسط دو موجود ناشناس از زمين به هوا برده شد. ((مي ديدم شاخه هاي در ختان از پيش چشمانم مي گذرند و بعد, از بالاي درختان گذشتم و بعد در مكاني خاكستري رنگ بودم و در ورودي اين مكان مثل گلبرگهاي گل جمع شد. بر روي ميزي بودم و موجوداتي از جهان ديگر احاطه ام كرده بودند,احساس كردم آنها مرا معاينه مي كنند و بعد شيئ كوچكي درون بيني ام فرو كردند.)) او در طي همان شب احساس كرد كه شيئ در زير پل بيني اش جاي گرفته و همان وقت بيني اش خونريزي كرد. ((باد هاپكينز))مدعي است كه اين واقعه مكرر اتفاق افتاده است. هاپكينزمي گويد در بدن ربوده شدگان وسايل كوچكي كار گذاشته مي شود. بسياري از ربوده شدگان مي گويند سوزن دراز باريكي كه قطر آن كمتر از 2 ميلي متر است و سر آن كره كوچكي است در بدن آنها فرو كرده اند وقتي سوزن بيرون آورده مي شود از آن كره اثري نيست. آنها مي گويند معمولآ اين كره در بيني,گوش يا كره چشم آنها كار گذاشته مي شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 6:49  توسط amir | 

ربوده شدگان 

سالهاست که بسياری از انسان ها با مراجعه به سازمان های تحقيقاتی يا روانکاوان حکايت ربوده شدن خود را توسط فرازمينی ها نقل ميکنند و طی هیپنوتيزم تمام خاطرات خود را طی زمان ربوده شدن به ياد می اورند. ربوده شدگان از مليت های گوناگون هستند اما اظهارات مشابهی ميکنند که بسيار حيرت انگيز است. در اکثر موارد حافظه ربوده شده (از زمان ربوده شدن تا بازگشت) پاک می شود.

حال اگر هر کدام از شما بعضی از اين نشانه ها را در خود ميبينيد. بهتر است به سازمان های مطالعاتی در باره موجودات فرازمينی مراجعه کنيد تا مورد ازمايش قرار بگيريد. بعضی از اين نشانه ها به تنهايی حاکی از ربوده شدن شما توسط فرازمينی ها است و بعضی ديگر نياز مند به وجود نشانه های بيشتری است.ضمن اينکه ممکن است بعضی نشانه ها را کسی داشته باشد اما ربوده نشده باشد. و تنها موارد بيماری باشد.
بعضی از این نشانه ها ممکن است غیر واضح یا درک نشدنی باشند. که برای توضیح انها باید گفت ان نشانه ها فقط برای کسی که ان را دارد قابل درک است.

1. از دست دادن زمان به مدت يک ساعت يا بيشتر بدون اينکه بتوانيد برای ان علتی بيابيد. (برای مثال راننده ای ساعتی را در بی خبری می گذراند و وقتی به خود می ايد خود را مايل ها دور تر از مکان اوليه می يابد.)

2. ايا در رختخواب خود دچار نوعی فلج شده ايد؟ در حالی که احساس ميکنيد موجودی در اتاق تان است؟

3. داشتن زخم ها يا نشانه های غير عادی روی بدن که علتی برای ان نيافته ايد. (برای مثال جای کنده شدگی روی پوست - زخم هايی به صورت خط مستقيم - زخم های مثلثی شکل - زخمی روی سقف دهان يا بيني - جای زخم يا بر امدگی زير يا داخل گوش و ... )

4.د يدن نور های نورانی به صورت نور يا برق های ناگهانی در خانه يا محل ديگر.

5. داشتن خاطره ای از پرواز بالای سطح زمين در حالی که ميدانيد رويا نيست و يا خواب ديدن بيش از اندازه پرواز کردن.

6. داشتن تصويری که ناخوداگاه در حافظه تان است و نميتوانيد ان را فراموش کنيد (مثل صورت يک فرازمينی - فرايند ازمايش بر روی انسان - يک سوزن جراحی - يک ميز جراحی - بچه پوست و استخوانی و لاغر! يا ... )

7. ديدن اشيای نورانی کوچک بيرون خانه تان يا در حال وارد شدن از پنجره اتاق تان.

8. ديدن خواب های زياد در مورد بشقاب پرنده ها - نورهای رنگارنگ و موجودات فرازمينی.

9. ديدن يک منظره جالب و شوک بر انگيز از بشقاب پرنده ها يا ديدن چند باره انها در طول زندگيتان.

10. داشتن نوعی هشياری و اطلاعات زياد در مورد کيهان و عالم هستی و علاقه به انسان شناسی و کنجکاوی در رفتار انسان ها - علاقه به مطالعه محيط - گياه خواری - و داشتن هشياری اجتماعی.

11. احساس قوی در مورد داشتن يک ماموريت يا انجام يک کار بزرگ يا شبيه به اين ها بدون اينکه بفهميد اين اجبار از کجا ناشی مي شود.

12. داشتن احساس مرموز در مورد اينکه شما انسان بخصوص يا يک ((انتخاب شده)) هستيد.

13. اتفاق افتادن وقایع غير طبيعی در طول زندگیتان که نميتوانید توضيح دهید و احساس اضطراب پس از ان.

14. داشتن توانايی زياد روحی. برای مثال دانستن اينکه اتفاقی قرار است بيفتد قبل از اينکه ان حادثه پيش ايد.

 

15. دیدن دو چشم خيره در رویا. مانند چشم حيوانات (جغد - اهو ) يا داشتن خاطره ای گنگ در مورد اينکه حيوانی به شما نگاه می کند و ترس از چشم پس از ان!

16. نمیه شب از خواب پريدن با وحشت و اضطراب زياد.

17. عکس العمل شديد وقتی تصوير يک فرازمينی را ميبينيد. اعم از خوشحالی يا نفرت از ان.

18. داشتن ترس زياد و غير قابل توضيح. (برای مثال از ارتفاع - مار ها - عنکبوت ها - حشرات بزرگ - صداها ی بلند - نورهای درخشنده - امنيت شخصی يا تنهايی)

19. داشتن تبحر در حل کردن مشکلات به تنهايی.

20. ديدن فلج شدن يا بيحرکت ماندن شخصی که کنارتان است يا کنارتان خوابيده.

21. داشتن خاطره از وجود مکان مخصوصی که معانی روحی برای شما داشته در بچگی.

22. بودن شخصی در زندگيتان که ادعا ميکند در نزديکی شما يک سفينه يا يک موجود عجيب ديده و پس از ان شما برای مدتی مفقود شده ايد.

23. قطرات خون يا لکه های عجيب روی ملافه يا بالش تان در حالی که سابقه نداشته.

24. علاقه زياد به موضوع بشقاب های پرنده و موجودات فرازمينی يا مطالعه زياد درباره ان ها.

25. نفرت بيش از حد در مورد موضوع بشقاب های پرنده و موجودات فرازمينی ها بطوری که نمی خواهيد در باره شان بحث کنيد.

26. ناگهان مجبور شده ايد به سمت مکان ناشناخته ای رانندگی - يا پياده روی - کنيد.
(بعضی از ربوده شدگان اظهار کرده اند تا اخرین لحظات نمی خواسته اند به محلی که ربوده شده اند بروند اما نیرویی انها را مجبور کرده بدون اینکه خوشان بخواهند.)

27. داشتن احساس اينکه تحت نظر هستيد و به مدت طولانی شما را نگاه مي کنند. بخصوص در شب

28. ديدن يک رويا يا خواب که داريد از يک پنجره بسته يا ديوار مايع مي گذريد.

 

29. ديدن مه يا دود عجيب در مکانی که نمی تواند وجود داشته باشد.

30. شنيدن صداهای عجيب وزوز يا صداهای ضربان دار بدون اينکه بفهميد منشا انها کجاست؟

31. خون دماغ شدن بطوری که قبلا سابقه نداشته يا بيدار شدن از خواب در حالی خون دماغ شده ايد.

 

32. داشتن مشکل و درد در کمر یا گردن. یا بیدار شدن در حالی که بدنتان سخت شده و قادر به خم کردن اعضا نیستید.

33. داشتن سینوزیت مزمن یا بیماری های بینی.

34. احساس اینکه اطراف بدنتان میدان الکترونیکی دارید که به طرز عجیبی عمل میکند. ( برای مثال وقتی از کنار تیر چراغ برق رد می شوید خاموش میشود. یا وقتی به تلویزیون یا رادیو نزدیک می شوید تحت تاثیر بدنتان قرار می گیرند.)

35. دیدن یک پیکر روپوش دار نزدیک منزل یا کنار تختخواب تان.

36. صداهايی تکرار شونده گاه و بيگاه در گوشتان مي شنويد. بخصوص در يک گوش.

37. داشتن ترس غير عادی از پزشک و خودداری از درمان کردن و مصرف دارو.

38. داشتن بی خوابی يا اختلال در خوابيدن.

39. ديدن خواب و رويا در مورد پزشکان و اعمال انها.

40. سردرد های متوالی و گاه و بيگاه. بخصوص در سينوس ها - يکی از چشم ها يا گوش ها

41. داشتن توانايی های فوق طبيعی مثل دریافت ناگهانی يا داشتن بصيرت.

42. تمايل به داشتن رفتار های اعتياد اور.(تکرار زياد بعضی از اعمال)

43. دريافت پيام های تله پاتيکی از فرازمينی ها.

44. شنيدن صدايی خارجی که از درونتان با شما سخن می گويد. به شما دستور ميدهد يا شما را راهنمايی می کند.
 

45. از گنجه يا کمدتان ميترسيد.

 

۴۶. احساس اين که بايد خيلی هشيار باشيد و یا ((کسی)) شما را خواهد گرفت.

47. خيلی سخت به افراد اعتماد مي کنيد.


+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 18:12  توسط amir | 

معمایی در سیبری 

دانشمندان روسي، بقاياي يك سفينه فضايي را يافته‌اند كه ساخته دست بشر نيست.
به گزارش سرويس بين‌الملل « بازتاب »، يوري لافبن، پژوهشگر روسي و رييس موزه «شهاب‌سنگ تونگوسكا و اجسام فضايي»، از كشف دو ميله فلزي سنگين توسط تيم تحقيقاتي خود خبر داد كه مدعي است، ساخته دست بشر نيست.
روزنامه « الشرق‌الاوسط » ـ چاپ لندن ـ با اعلام اين خبر افزود: اين دو ميله در نزديكي روستاي «واناوارا» كشف شده است؛ يكي از اين ميله‌ها در عمق 5/1 متري و در ميان جسمي يافت شده كه متعلق به يك ستاره دنباله‌دار بوده و ميله دوم نيز در ميان آهن قراضه‌هاي موجود در نزديكي ريل راه‌آهن پيدا شده است.
پيش از اين نيز روس‌ها در سال 1908 ادعا كرده بودند كه در محل سقوط شهاب‌سنگ «تونگوسكا» در سيبري بقاياي يك سفينه فضايي را يافته‌اند كه ساخته دست بشر نيست.
ساكنان نزديك به محل سقوط اين شهاب‌سنگ، اين منطقه را بديمن مي‌دانند، اما آنچه كه موضوع را جدي‌تر مي‌سازد، اين است كه دانشمندان نيز وجود برخي چيزهاي بديمن در اين محل را نفي نمي‌كنند، به گونه‌اي كه برخي از اين دانشمندان مي‌گويند، در يكي از مناطق نزديك به محل مذكور در سيبري، عقربه‌هاي ساعت كندتر حركت مي‌كند و اين پديده ناشناخته‌اي است كه هنوز مطالعه و بررسي نشده است.. مورد عجيب ديگر در اين محل، مشاهده اشباحي است كه به صورت آشكار حركت مي‌كنند.

دانشمندان مذكور تصريح كردند، آنان با چشمان خود ديده‌اند، افرادي كه از اين محل عبور مي‌كنند، به محض رسيدن به محل مورد نظر، نامرئي مي‌شوند و نمي‌توان آنان را ديد.

یکی از دانشمندان روسي مي‌افزايد:

ساكنان محلي اين منطقه تأكيد مي‌كردند كه آنان پس از جنگ جهاني دوم، در اعماق رودخانه تونگوسكا، يك‌سري قطعات فلزي صيقلي يافته‌اند كه داراي اشکال هندسی منظمی بوده و از ماده سياه‌رنگ عجيبي ساخته شده است. سپس ما به رغم آنكه از آن زمان تاكنون، طبيعت دچار تغييرات بسياري شده است، با اين حال آغاز به جستجو كرديم و سرانجام يكي از اين قطعات را يافتيم كه شكل و رنگ آن با هر ماده خام ديگر فرق دارد.
دانشمندان زمين‌شناسي گمان مي‌كنند كه اين ماده، متعلق به يك سفينه فضايي بوده كه ويژگي‌هایمغناطيسي ندارد و قادر به تحمل گرمايي تا 3000 درجه و نيز تحمل برخورد با شهاب‌سنگ‌ها است.
اين منطقه كه قطعه مذكور در آن يافت شده و حدود 25 كيلومترمربع مساحت دارد، داراي ويژگي‌هاي خاص و استثنايي است. انسان در اين منطقه نمي‌تواند بايستد، چون احساس مي‌كند حلقه‌اي سر او را مي‌فشارد. در اين منطقه قانون حرارتي نيز صادق نيست، چراكه در روز دماي حرارت هوا به 30 درجه بالاي صفر و در شب به 7 درجه زير صفر مي‌رسد، به گونه‌اي كه آب يخ مي‌زند. سطح پرتوافكني نيز در اين منطقه نسبت به ديگر مناطق 12 الي 15 درصد كمتر از ميزان طبيعي‌اش است.
اين دانشمند روسي معتقد است، سفينه فضايي منهدم‌شده، از روي زمين بلند شده است.
وي مي‌افزايد: اين سفينه در 30 ژوئن سال 1908، يعني زماني كه انسان هنوز سفينه فضايي نداشت براي منهدم كردن يك ستاره دنباله‌دار 200 ميليون تني بلند شده و آن را در فضاي سيبري منهدم كرده، به اين ترتيب حيات بشر را نجات داده است.
لافبن در پايان مي‌پرسد: آيا اين مخلوقات غيربشري خودشان را فداي انسان كرده‌اند؟؟
گفتني است، عكس‌هاي گرفته‌شده از محل اين انفجار 8 حفره بزرگ را نشان مي‌دهد و مقادير متنابهي نيز اريديوم ـ كه يك ماده فضايي است ـ در اين محل كشف شده است.

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 18:3  توسط amir | 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 15:18  توسط amir | 
 
صفحه نخست

آرشیو
درباره وبلاگ

-->
نوشته های پیشین
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
آرشیو موضوعی
باحال
پیوندها
yaldajun
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 

بزرگترین منبع کدهای جاوا